حلالم کن
چی شد ممنوعم از پرواز
پر وبالم شده سنگِ
چرا غمگینم از دنیا
نمی دانم دلم تنگِ
***
خیالاتی شدم انگار
هوس کردم بمیرم زود
چه بد موقع وداعِ یار
به قلبم آتشش افزود
***
سفر کرده به جایِ دور
کجا رفته نمی دانم
تو غربت جایِ پایش هست
خدا تنها نمی مانم
***
هوایِ شرجی و گرما
دیارِ دور چرا رفتی
سفر کردن تک و تنها
چرا بی من نمی گفتی
***
برو دیگه نمی خوامت
برو حالا و در بازِ
اگر بر گشتی دیوانه
دلم با تو نمی سازه
***
خدا حافظ خدا حافظ
خدا حافظ نگین بر سر
حلالم کن حلالم کن
نمی بینم تو را دیگر
***
دلم در گیرِ افکارت
خیانت ها گواهِ توست
برو هر جا دلت شادِ
خدا پشت و پناهِ توست
***
شفاعت گم شده انگار
غمستانِ تو را دیده
بدونِ تو سرِ محشر
دلم آسوده خوابیده
***
بهشتِ واقعی آنجاست
منم تنهایِ تنهایم
درونِ ساحل و سبزه
فروکش کرده غمهایم
***
خدا یارت نگو خواهش
می بینم عشقِ تو سردِ
اذیّت کردی این دل را
دیگر پیشت نمی گرده
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 19/05/1397
ستاره درخشان شعر فارسی و عربی...ما را در سایت ستاره درخشان شعر فارسی و عربی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 119