# زوزه های باد

خرید بک لینک

زوزه های باد

نزن بر گردن و پشتم

ستم با تو نمی مونه

در این فصلِ شقایق ها

دلم بی وقفه زندونه

***

می خونم خاطراتم رو

درونِ چاله دیواری

نکُش هر بی گناهی رو

برام سخته عزاداری

***

شنیدی زوزها در باد

فریبِ زورِ تو خوردی

اگه گم گشتی از فریاد

دوباره بر نمی گردی

***

چرا باید بمیرم من

نمی گم خیلی تو زشتی

به این ندرت زر و ثروت

اجیرِ دشمنان گشتی

***

همه فرزندِ این باور

همه درگیرِ غمخواری

همه بی نان و بی درمان

همش از ظلمِ درباری

***

دلم پر شد زمشتی حرف

کجا باید بگردانم

شنیدارش که کر گشته

درونِ دل بخشکانم

***

الهی صبرها خسته

و دردِ ماندگان بسیار

گرونی پینه بر بسته

و قلبِ عاشقان غمخوار

***

دهان بستن شده عادت

به تهمتهایِ مانوری

سکوتِ صادقان زندان

به فریاد هایِ دلشوری

***

از این ظلم و از این وحشت

کجا باید شکایت کرد

حقوقِ هر ستم دیده

چه کس باید رعایت کرد

***

به جان ایثار و با وحدت

همه آتش فشان باشیم

به رویِ کاخِ دژخیمان

ابابیلِ زمان باشیم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 19/05/1397

ستاره درخشان شعر فارسی و عربی...

ما را در سایت ستاره درخشان شعر فارسی و عربی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: جمعه 11 بهمن 1398 ساعت: 14:26

صفحه بندی